مقدمه : خانمها و آقایان عزیز
اون چیزی که در کنار رایانه تون با یک دمب دراز ساعت ها آروم و بیقرار منتظره تا شما بیایین و دست پر مهرتون را بر سرش بکشین ، بهش میگن موش .
آخه نازنین های من ، پارسی گویان گرامی ، اگه توی دست و بالتون چیزی معادل رادیو و تلویزیون و بمب و تلفن و موبایل و هروئین ندارین موش که دارین ، اونهم با قدرت و صلابت تموم . شهردار ها میان و تموم زورشون میزنن که نابودشون کنن اما میرن با شکست و موشا میمونن پیروز و هی شعار میدن : ما هستیم !
باز اگر اونایی که همیشه فکر می کنن مرغ همسایه غازه بجای ماوس می گفتند موش فرنگی هم یه چیزی .
آخه شکر شکنان شیرین گفتار من از میکی موشه و استوارت لیتل و موش سرآشپز هیچی نمی گم ، اما مگه نه این جری موشه هزار ساله که مسالمت آمیز در کنار من و تو و همه نسلها پدر تام را در آورده ؟ و من نمی فهمم چه دشمنی با این موشا دارین شما ها.
بریم سر اصل مطلب :
من ...
. . . ببخشید رفتم سهمیه قطعی برقمون را بگیرم رشته افکارم هم قطع شد و یادم رفت چی میخواستم بگم . . . ای دو صد لعنت بر ناصرالدین شاه !
...
چند کلمه با شما بجای اصل مطلب
اول دیدم که هنوز عده ای از دوستان از طریق فایر فوکس های اولیه و اپرا و ویندوز 98 و چیز های دیگر میان اینطرفها ، اگر این دوستان همه چیز این صفحه را درهم برهم می بینند مرا و این کلبه درویشی را ببخشند . اما اگر بنظرشان حروف نوشته های این صفحه ریز است یا می توانند با گرفتن کلید Ctrl و مالش ستون فقرات موششون - همون دکمه چرخشی ماوس – حروف را بزرگتر کنند یا امر کنند تا ببینم چه میشود کرد .
دوم حروف انگلیسی نمی دانم چه مشکل تاریخی دارند با حروف فارسی که نمی توانم درست و حسابی کنار هم بچینمشان .
سوم با این اینترنت آبگوشتی هر چه حجم و تعداد عکسها را کمتر می کنم همچنان این صفحه لاکپشتی باز میشود . به امید روزی که یک آبگوشت چرب و چیلی باهم بخوریم و یک اینترنت با حال داشته باشیم و نمی دانم این لاکپشته را چکار کنیم آنروز .
چهارم اگر مجالی بود بعد ها با کمک شما و نقد و نظرتان راجع به فیلمها و مطالب به آنها یک حالی می دهیم .
...
زیر نویس : راستش را بخواهید من چاکر ناصرالدین شاه هم هستم اما ایشون ظاهرا تنها کسی هستند که میشود بدون نگرانی لعن و نفرینشان کرد .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر